پرسه زنی‌ها در دامنه؛ یا نگاه به قلّه؟

۲۱ آذر ۱۴۰۰ | ۱۴:۴۱ کد : ۳۰۹ اخبار یادداشت
تعداد بازدید:۲۰۸۴
معاون پژوهشی و مسئول کانون بسیج اساتید سمت طی یادداشتی که برای خبرگزاری فارس ارسال کرد به تبیین دیدگاه‌های رهبر انقلاب در خصوص مهاجرتِ نخبگان پرداخت.
پرسه زنی‌ها در دامنه؛ یا نگاه به قلّه؟

به گزارش روابط عمومی «سمت» به نقل از خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس،  حمیدرضا خادمی معاون پژوهشی و مسئول کانون بسیج اساتید سمت طی یادداشتی که برای خبرگزاری فارس ارسال کرد به تبیین دیدگاه‌های رهبر انقلاب در خصوص مهاجرتِ نخبگان پرداخت.

متن کامل این یادداشت به شرح ذیل است:

« اخیراً رهبری معظم انقلاب، در دیدار با نخبگان کشور، به مسائل مهمی اشاره کرده اند که شایسته­ تأمل جدی است. یکی از این موارد، موضوع مهاجرت نخبگان است. مهاجرت، موضوعی مربوط به امروزِ بشر نیست. تاریخچه‌­ای به بلندای تاریخ دارد.

هجرت اما امروزه از آن صعوبت‌های نخستینش کاسته شده است. مهاجرانِ امروز بر خلافِ پیشینیان، نمی‌­روند که به کلی همگونِ جامعه‌­ای دیگر شوند. با وسایل ارتباطی جدید، حتی می­‌توانند فرهنگِ بومی خود را حفظ کنند و در سرزمینِ جدید هم به زیستِ خود ادامه دهند. از همین روست که در اواخر قرن گذشته، مفهوم «فرا مهاجرت» شکل گرفت. فرامهاجر کسی است که به دیاری دیگر می­‌رود و داشته­‌های خود را به کلی در نمی‌­بازد. به هر دو زبان مسلط است و هر زمان که اراده کرد، به سرزمینِ خود باز می‌گردد. هم فرهنگِ بومی خود را حفظ می­‌کند و هم با دنیای دیگری آشنا می‌­شود.

در مقابلِ این رویکرد البته نظرات دیگری هم وجود دارد. برخی مهاجرت را به «فرار مغزها» تعبیر کرده و آنر ا «قاچاق سلول‌های خاکستری» یک کشور می­‌نامند. نظریه‌­ای دیگر، جذب نخبگان را حق کشورهای توسعه یافته می­‌داند. ایده‌ه­ای دیگر می‌­گوید که مهاجرتِ نخبگان پدیده­ای مذموم نبوده و در واقع عاملی برای توسعه و مبادله­ فرهنگ­‌هاست.[1]

به هر دیده‌­ای که به این نظرات در خصوص مهاجرت بنگریم اما به نظر می­‌رسد که اقتضائات کنونی کشور ما، شرایطی دارد که می‌باید به نحو موشکافانه‌­تری به آن نگریست. رهبریِ انقلاب در سخنانِ خود، مواردی را در خصوص مهاجرت مطرح کرده‌­اند که شایسته­ تأمل است. مواردی که از دغدغه‌­های یک پدر نسبت به خانواده اش نشأت گرفته است.­

1-مهاجرت فی نفسه مذموم نیست

آنچه در بیانات رهبری به کرّات مورد تأکید قرار گرفته، این مهم است که مهاجرت، فی نفسه امری ناپسند نیست. ایشان در گفتارِ اخیر خود نیز به این موضوع توجه می‌­دهند و اینگونه بیان می­‌کنند که: «یک وقت هست که یک دانشجویی بر اساس نیازهایش، بر اساس نیازهای فکری‌­اش یا بحث خانوادگی‌­اش، مایل است برود و در یک کشوری تحصیل کند؛ این اشکالی ندارد. یعنی بنده بارها گفته‌­ام که این مانعی ندارد».[2] بر اساس ایده «فرا مهاجرت» نیز، اقدام به هجرت، امری ناپسند محسوب نمی‌­شود. چرا که این مهاجرت، به منزله­ پشت پا زدن به همه­ داشته‌­ها نیست. این رویکرد می‌­تواند به مبادله­ فرهنگی نیز بینجامد و ثمرات نیکی نیز به همراه داشته باشد. مقام معظم رهبری نیز بارها بر این موضوع توجه داده‌­اند. ایشان بر این امر واقفند و به نحو ریزبینانه به آن تأکید دارند که نگاه‌های گذشته نسبت به مهاجرت تغییر کرده و رویکردهای نوینی جایگزین شده است. از همین رو نمی­‌توان به نحو کلی، مهاجرت را امری نامطلوب و ناپسند در نظر آورد. ایشان اما به مواردی توجه می­‌دهند که عدم مراعاتِ آنها و در نظر نیاوردنِ آن، سبب می­‌شود که مهاجرت، امری در خور تأمل و گاه شایسته­ نقد قرار گیرد. یکی از این عواملِ، مهاجرت بر اساس نگاه ناامیدانه است.

2-پرهیز از نا امیدی

رهبر انقلاب، نگاه ناامیدانه داشتن را همواره مورد نقد قرار داده‌­اند. ایشان در تعبیری صریح عنوان می­‌کنند که در برخی موارد، خودِ ایشان در حالی که به ضعف‌ها واقفند اما به ستایش از دستاوردهای کشور می­‌پردازند. این ستایش، از روی بی توجهی به اوضاع کشور نیست. بلکه به تعبیر ایشان: «من خیلی ستایش می­‌کنم از وضع کشور، اما شاید کمتر کسی به قدر من اطلاع دارد از ضعف‌هایی که در کشور وجود دارد. می‌­دانم خیلی ضعف داریم؛ این ضعف‌ها را باید برطرف کنیم».[3] با اِشراف به این ضعف‌ها اما ایشان صراحتاً عنوان می­‌کنند که: «اما اینکه یک جوانی را نسبت به آینده­ کشور نا امید کنیم، دلسرد کنیم، آینده را تلخ و سیاه به او نشان بدهیم که او برود و مهاجرت کند، این را من واقعا یک خیانتی می­‌دانم».[4] مقام رهبری، بذر نا امیدی در دل دیگران کاشتن را یک خیانت قلمداد می­‌کنند. این خیانت جایی برجسته می شود که ایشان از تعبیر «مهاجر فرستی» استفاده می­‌کنند. آیت الله خامنه‌­ای در تعبیری عنوان می­‌کنند که: «مهاجر فرستی و اینکه عناصری در بعضی دانشگاه‌ها، جوان نخبه را از آینده مأیوس و او را به ترک میهن تشویق می­‌کنند، صریحاً خیانت به کشور و دشمنی با آن است و دوستی با آن جوان هم نیست».[5] از اینجاست که رهبری بر موضوع، جذب نیروهای ارزشی توجه می­‌دهند. حضور اساتیدی که در دانشگاه‌ها ترویج مهاجرت می­‌کنند را روا نمی­‌دانند.

3-جذب نیروهای ارزشی

رهبری فرزانه انقلاب بارها در توصیه­‌های خود بر استفاده از نیروهای ارزشی تأکید کرده‌­اند. برخی ممکن است که بر این موضوع خُرده بگیرند و استفاده از دیگر ظرفیت‌ها را نیز مورد توجه قرار دهند. اما رهبری همواره بر این موضوع توجه داده­‌اند که در نهادهای اثر گذار، خصوصاً در نهادهای آموزشی از نیروهای انقلابی و ارزشی استفاده شود. حضور چنین افرادی را تأکید می­‌کنند تا تشویق به ناامیدی در میان جوانان صورت نگیرد. ایشان در یکی از سخنان خود اینگونه عنوان می­‌کنند که: «اوایل انقلاب، یک روزی که همه اعضای هیئت علمی ما در سراسر کشور حدود چهار – پنج هزار نفر تخمین زده می­‌شد –که امروز خوشبختانه نزدیک به هشتاد هزار نفر یا بیشتر هستند- اکثر این هشتاد هزا رنفر، بچه­‌های مسلمان و انقلابی و علاقه­‌مند و خوبند. البته بعضی هم هستند بی تفاوتند. این را هم در همین دانشگاه خودمان داریم- بی اطلاع هم نیستیم- آدم‌هایی را هم داشتیم که حالا امیدوارم دیگر نباشند که دانشجوهای زبده را نشان می­‌کردند. اینها را می­‌خواستند، تشویق می­‌کردند به مهاجرت از کشور [می­‌گفتند] آقا اینجا مانده‌­ای چه کار کنی؟ اینجا چه فایده‌­ای دارد؟ برو. یعنی استاد، دانشجو را به جای اینکه تشویق کند که در کشور بماند، تشویق می­‌کرد که از کشور مهاجرت کند. از اینها هم داریم».[6]

وجود برخی از اینگونه اساتید است که رهبری بر آن حساسیت می‌­ورزد و حضور آنها را بعضاً سبب ساز تشویق دانشجویان به مهاجرت می­‌دانند. اساتیدی که گاه توهمی را برای دانشجویان به وجود می‌­آورند. از همینجاست که رهبری علاوه بر تاکید بر تخصص گرایی، بر استفاده از اساتید ارزشی تأکید می­‌کنند. همچنین از ایجاد توهم در میان دانشجویان پرهیز می­‌دهند و نکته­ دیگری را در میان می­‌گذارند.

4- پرهیز از توهم

یکی از مسائلی که رهبری به انحاء مختلفی به آن توجه داده ­اند، نگاه واقع بینانه نسبت به غرب است. ایشان، بعضاً تصویر ناصحیح از جهان غرب را سبب ساز مهاجرت نخبگان می‌­دانند. در تعبیری می‌­فرمایند که: «جوان‌های نخبه ما در کشورهای مختلف دنیا طلبکار و متقاضی کم ندارند، زیاد دارند، به دلایل مختلف، یکی از دلایلش این است که آنجاها جوان کم است، یا جوانِ با استعداد کم است. یا جوان بیگانه‌­ای که طمعش کم باشد کم است. می‌­خواهند جذب کنند. یک تصور خیالی از یک رفاه، در این مواقع ذهن انسان را پر می­‌کنند. ممکن است خیالی باشد. توهم باشد. ممکن هم هست واقعی باشد. واقعاً یک رفاهی در انتظار باشد».[7]

رهبری به انکارِ برخی شرایط رفاهی بر نمی‌­آیند. بلکه تأکید ایشان بر این است که احتمالِ توهمی بودنِ این رفاه را نیز می‌­باید در نظر گرفت. جوانِ نخبه نمی­‌باید صرفاً به برخی محاسنِ غرب دل بدوزد و تمامِ سرمایه­ خود را به پای آن بریزد. می­‌باید احتمالِ توهمی بودنِ این رفاه را نیز در نظر داشته باشد. از همینجاست که رهبری در خصوص مرعوب نشدن در مقابل غرب تذکر داده و اینگونه عنوان می­‌کنند که: «مرعوب غرب هم نشوید. درست است که امروز غربی­‌ها از لحاظ علم و فناوری از ما خیلی جلوترند، اما شما مرعوب این جلوتر بودن نشوید. چرا؟ برای اینکه شما از آنها بالاتر هستید. آنکه شما می­‌بینید امروز فناوری پیشرفته دارد و صنایع و اختراعات و  و مانند اینها دارد، 200 سال است شروع کرده. شما35 (در حال حاضر بیش از 40 سال) سال است شروع کرده‌­اید. انقلابِ شما 35 ساله ( به لطف الهی 43 ) است. شما در طول 35 (بخوانید 43 ) سال توانسته‌­اید این همه راه بروید و این شتاب را در پیشرفت‌ها پیدا کنید. آنها در طول 35 سال اولِ استقلال هایشان [خیلی عقب بودند]  مثلا کشور امریکا 35 سال بعد از تاریخ استقلال از زیر یوغ انگلیس‌­ها امریکا هیچ چیز نبود. امریکای 35 سال یا 40 سال بعد از استقلال، با ایران 35 سال بعد از پیروزی انقلاب، زمین تا آسمان فرق دارد. شما به مراتب از آنها جلوترید. عمر تمدن مادی آنها به مراتب کمتر خواهد بود برای شما که بخواهید به این رتبه­ی از تمدن مادی برسید. حالا جدای از معنویات، مرعوب آنها نشوید».[8]

رهبری به مرعوب نشدن در مقابل غرب توجه می­دهند و برخی توهم‌ها را اسبابِ مهاجرت می­‌دانند.  

5-جرأتِ ایجاد فضای علمی در کشور

یکی از مواردی که رهبری در امر مهاجرت آن را برجسته می­‌بینند، توجه جوانان به کسب دانش و دستاوردهای جدید است. ایشان از همین رو بود که سال‌ها پیش، در سخنانی، ایجاد جذابیت‌های کاذب برای دانشجویان را مورد نقد قرار داده و فرمودند: «اینکه ما بیاییم دانشجوها را به خیال خودمان برای نشاط بخشیدن به محیط دانشجویی، به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در دانشگاه تشکیل بدهیم، جزو غلط ترین کارها است. برای تحرک دانشجویی و نشاط دانشجویی، راه‌­های دیگری وجود دارد».[9] ایشان سپس بر این مهم توجه می­‌دهند که دانش و دانستنِ هر چیز جدید، سبب می‌­شود که دانشجو به آن جذب شود. باید جذابیتِ دانش را مورد توجه قرار داد. از اینجاست که به جرأتِ ایجاد فضای علمی در کشور ترغیب می‌­کنند. ایشان گسترشِ نگاهِ ترجمه محور را مورد نقد قرار می­‌دهند و عنوان می­‌کنند که: «مشکلی که از حدود 150 سال پیش و از ابتدای ورود علم جدید به کشور، گریبانگیر جامعه شده است، معضل ترجمه و تفکر ترجمه‌­ای است. چرا که بر اساس این نگرش، جرأت ایجاد فضای جدید علمی از جامعه سلب می‌­شود و به علت رواج اندیشه ترجمه‌­ای در میان نخبگانِ فرهنگ، و عقاید سیاسی بیگانگان نیز وارد می‌شود». این امر به تعبیر ایشان، سبب می­شود که داشته های خود را به فراموشی سپاریم و «فراموشی تمدن و هویت ملت، بدترین مشکل ممکن برای یک کشور است». ایشان بر این مهم تأکید دارند که جرأت تولید علم را می­‌باید در کشور ایجاد کرد. قله­ی این امر را نشان می­‌دهند و اینگونه عنوان می­‌کنند که: «باید به گونه­‌ای حرکت کنیم که در آینده‌­ای معقول، ایران منبع علم جهانی شود و هر کس برای دسترسی به جدیدترین یافته­‌های علمی، ناچار از یادگیری زبان فارسی شود».[10] این توجه دادن به قله­ پیشرفت است که سبب می­‌شود رهبری بر جرأت داشتن در ایجاد بنیان های علم در کشور تأکید کنند. به باور ایشان، اگر جرأتِ علمی در کشور ایجاد شود و قله­‌های دست­یابی علمی در نظر گرفته شود، جوانِ نخبه نیز سودای مهاجرت نخواهد داشت.

6-کرسی های آزاد اندیشی

توجه به عرصه­ علم، از دغدغه های اصلی و محوری رهبری است. ایشان علت بسیاری از مهاجرت‌ها را نیز همین دست یابی به علم جدید می‌­دانند. از همین روست که بر این باورند که سفره­ دانش را می­‌باید در همین کشور پهن کرد و از برخی مهاجرت‌ها مانع شد. از همینجاست که ایشان تضارب آراء در عرصه­ علمی را مورد توجه قرار می­‌دهند. بر این باورند که وقتی اندیشه­‌های مختلف در کنار یکدیگر به میدان بیاید و فضا برای گفتگو ایجاد شود، دانش هم گامی به جلو بر می­‌دارد. رهبری بر همین مبنا، ایده­ کرسی­های آزاد اندیشی را مطرح می­‌کنند. ایشان در پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان حوزه علمیه، در سال 1381 و همچنین در دیدار با نخبگان علمی کشور در سال 1388، به ایجاد چنین کرسی‌هایی توجه دادند و بارها بر آن تأکید کردند[11] و عنوان نمودند که: «برای بیدار کردن عقل جمعی، چاره‌­ای جز مشاوره و مناظره نیست و بدون فضای انتقادی سالم و بدون آزادی بیان و گفتگوی آزاد یا حمایت حکومت اسلامی و هدایت علماء و صاحبنظران، تولید علم و اندیشه دینی و در نتیجه تمدن سازی و جامعه پردازی ناممکن یا بسیار مشکل خواهد بود».[12] ایشان ایجاد چنین کرسی‌­هایی را باعث ترویج علم در کشور دانسته و معتقدند که اینگونه فعالیت‌ها، خود جاذبیتِ علمی در کشور ایجاد می­‌کند. این مقوله می­‌تواند ماجرای مهاجرت نخبگان را نیز مورد توجه قرار داده و از آن مانع شود. 

7- دوری از جانب داریهای سیاسی

سیاست زدگی از جمله مواردی است که می‌­تواند دلسردی و نا امیدی در کشور ایجاد کند. رهبری نیز این امر را مورد توجه قرار داده و از آن پرهیز می­‌دهند. دلزدگی سیاسی می‌­تواند شرایط را به گونه­‌ای رقم زند که برای فرد این تصور را ایجاد کند که مدار کشور بر اساس سیاست زدگی در حال گردش است. رهبری در بیانات خود به این امر اِشراف داشته و به آن تذکرهای مکرر داده­اند. حتی در اموری که درایت و تدبیر علمی می­‌طلبد نیز صراحتاً عنوان کرده‌­اند که در اینگونه مقولات، از افتادن به بازی‌های سیاسی باید مانع شد. در توصیه‌­ای به مسئولان شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان می­‌کنند که: «شورای عالی انقلاب فرهنگی با توجه به ویژگی فرابخشی، موقعیت مستحکم و جایگاه مستمر خود می­تواند با دیدی بلندنگر و استراتژیک و فارغ از دسته بندی‌های سیاسی و دلمشغولی‌های روزمره، بازسازی نظام آموزش عالی را پی­گیری کند».[13] و ایشان در ادامه­ همین توصیه، در خصوص مهاجرت نخبگان سخنی را با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در میان می­‌گذارند. مسئولِ نکته دان می­‌تواند و می­‌باید از اشارتِ ایشان، به نهایتِ سخن و هدف مقام رهبری پی ببرد. گویی ایشان به تأکید بر این موضوع توجه می­دهند که نزاع‌های سیاسی، یکی از عواملی است که سبب ساز مهاجرت نخبگان می­‌گردد.

اندکی بعد ایشان در نامه­‌ای به صراحت عنوان می­‌کنند که بازی‌های سیاسی سبب شده تا اموری از کشور مغفول بماند: «متأسفانه گروهی به دنبال سیاست زدگی و گروهی به دنبال سیاست زدایی، دائما تبدیل فضای فرهنگی کشور را به سکوت  مرداب گونه یا تلاطم گرداب وار، می­‌خواهند تا در این بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تریبون، بتوانند تاثیر گذار و جریان ساز باشند و سطح تفکر اجتماعی را پایین آورده و همه فرصت ملی را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسایند و درگیری‌های غلط و منحط قبیله‌­ای یا فرهنگ فاسد بیگانه را رواج دهند و در نتیجه صاحبان خِرَد و احساس، ساکت و مسکوت بمانند و صاحبدلان خردمند، بر کنار و در حاشیه مانده و منزوی، خسته و فراموش شوند. در چنین فضائی، جامعه به جلو نخواهد رفت و دعواها، تکراری و ثابت و سطحی و نازل می­‌گردد. هیچ فکری تولید و حرف تازه­ای گفته نمی‌­شود، عده‌­ای مدام خود را تکرار می­‌کنند و عده ای دیگر تنها غرب را ترجمه می­‌کنند و جامعه و حکومت نیز که تابع نخبگان خویش­اند، دچار انفعال و عقبگرد می­‌شوند».[14]­

8-هدف از مهاجرت

رهبری فرزانه در سخنان خود همواره بر داشتنِ هدف و شناختِ آن به دانشجویان توجه داده‌­اند. در ماجرای مهاجرت نیز ایشان این موضوع را برجسته می­‌کنند. معتقدند که می‌­باید میان اهداف تمایز قائل شد. برخی افراد، اقدام به مهاجرت می­‌کنند تا صرفا یک زندگی مطلوبی برای خود فراهم آورند. اما عده‌­ای به مهاجرت اقدام می­‌کنند تا دانشی بیاموزند و سپس آن دانش را در خدمت پیشرفت کشور در آورند. از اینجاست که تمایز در مهاجرت افراد نیز شکل می­‌گیرد. ایشان در تعبیری اینگونه عنوان می­‌کنند که: «اگر این کار [مهاجرت] با هدف استفاده از امکانات دیگر کشورها برای تکامل علمی و خدمت بهتر به کشور و جامعه انجام شود، در حقیقت امر پسندیده‌­ای محسوب می­‌شود».[15] آیت الله خامنه‌­ای بر اینگونه نگاه به مهاجرت توجه داده و حتی آن را مطلوب می­‌دانند. ایشان با توجه به تأکید دین اسلام به علم آموزی حتی در دورترین نقاط جهان بر این مهم توجه داده و عنوان می­‌کنند که: «دانشجویان به نیازهای حقیقی کشور از جمله نو آوری علمی و فکر، تولید علم و پرهیز از تحجر علمی توجه کنند. هنگامی که اینگونه مطالبات صحیح، حالت عمومی بیابد و در باور جامعه به ویژه قشر نخبه و برگزیده جای گیرد، زمینه­ تحقق آن هم فراهم می گردد».[16] در این زمینه ایشان بر کشف استعدادها توجه داده و آموختن دانش را یک فریضه دانسته و تاکید می­‌کنند که در این خصوص می‌­باید میان مهاجرت و فرار مغزها تمایز گذاشت. مهاجرت در صورتی است که فرد به کسب دانش و برای استفاده از امکانات علمی دیگر کشورها استفاده می‌­کند و در نهایت به بازگشت به کشور و ارتقای سطح علمی جامعه منجر می­‌شود. اما آنچه مذموم است، فرار مغزها و از یاد بردن مسئولیتی است که هر فرد ایرانی در روند پیشرفت و ارتقاء میهن خود بر عهده دارد.[17]

آیت الله خامنه‌­ای هدف از مهاجرت را اگر به صرفِ رفاهِ شخصی باشد، امری نامطلوب می­‌دانند. فراموش کردنِ مسئولیت را امری ناپسند معرفی کرده و عنوان می­‌کنند که: «اگر جوان هوشمندی صرفاً برای زندگی راحت تر در خارج، میهنِ خود را رها کند این مسأله نامطلوب است». در ادامه عنوان می­‌کنند که: «واقعاً اگر برای یک رفاهی که در انتظار انسان باشد؛ اینجا را ترجیح بدهید. به جای اینکه خودتان را در معده­ بی رحم جوامع بیگانه هضم کنید، در کشورهای خودتان سازنده و تنظیم کننده­ مغز و سلسله­ اعصاب و استخوان بندی خودتان باشید. این افتخار دارد. این شرف است».[18]

این تمایز در هدف، تمایز در مهاجرت را نیز رقم می‌­زند. رهبری، مسئولیتی که بر شانه­‌های هر فرد ایرانی است را متذکر شده و صِرفِ راحت طلبی و رفاه را امری نامطلوب دانسته و نظر به نقطه‌­ای فراتر را مورد توجه قرار می‌­دهند.

9-آرمان گرایی

در امر مهاجرت، آنچه بعضاً نادیده گرفته می‌­شود، آرمانگرایی است. برخی اقدام به مهاجرت کرده و دیگر به کشور باز نمی­‌گردند. به تعبیر رهبری، صرفاً رفاه شخصی خود را دنبال می­‌کنند. اما رهبری همواره در نگاه خود، توجه به آرمان‌ها را مد نظر داشته و به آن توجه داده‌­اند. غفلت از این آرمانگرایی را سبب ساز برخی اشتباهات می‌­دانند. ایشان خصوصاً در مواجهه با دانشجویان، توجه به آرمان‌ها را مورد تأکید قرار داده و آنرا فریضه­ای می­‌دانند: «اولین فریضه­ دانشجویی عبارت است از آرمان خواهی. یک عده‌­ای تبلیغ می­‌کنند و وانمود می­‌کنند که آرمان خواهی مخالف واقع گرایی است. نه آقا آرمان خواهی مخالف محافظه کاری است. نه مخالف واقع گرایی. محافظه کاری یعنی شما تسلیم هر واقعیتی – هر چه تلخ یا بد- باشید و هیچ حرکتی از خود نشان ندهید. این محافظه کاری است. معنای آرمان گرایی این است که نگاه کنید به واقعیت‌ها و آنها را درست بشناسید. از واقعیت‌های مثبت استفاده کنید. با واقعیت‌های سلبی و منفی مقابله کنید و مبارزه کنید. چشمتان به آرمان‌ها باشد».[19] در ادامه برخی آرمان‌ها را برشمرده و رشد علمی را نیز از این جمله می­‌دانند. توجه رهبری بر این است که فرارمغزها، بعضًا از آن روست که آرمانخواهی نادیده گرفته شده است. سلب امید شده و آرمانِ تحول علمی کشور در نظر نیامده است.

10-سخنِ آخر؛ نگاه به قلّه

موارد پیش گفته را می­‌باید مقدمه­ای بر اصلِ موضع رهبری انقلاب در مواجهه با مهاجرت دانست. ایشان هدفی را ترسیم می­‌کنند و رسیدن به آن را در نظر دارند. اگر مهاجرت به قصد رسیدن به آن هدف باشد، نه تنها آن را مذموم نمی­‌دانند بلکه به آن توصیه و تأکید هم دارند. قله را نشان می­‌دهند. قله‌­ای که در آن، ایران به اوج عظمت و اقتدار رسیده و مورد توجه سایر کشورها قرار گرفته است. قله‌­ای که در آن، مرتبت علمی کشور به گونه‌­ای است که زبانِ علمی جهان را بتواند رقم بزند. رسیدن به این قله البته امری نیست که با پرسه زدن‌ها در دامنه و دل خوش بودن به رفاه­‌های شخصی، سازگار باشد. عزمی عظیم می­طلبد. عزمی که هر انسان باور مند ایرانی، می­‌باید مسئولیتی بر شانه­‌های خود احساس کند و در رسیدن به آن هدف، قدمی بر دارد. در این میان، رسالتِ نخبگان البته افزون است. می‌­باید اگر به مهاجرتی اقدام می­‌کنند هم، آن قله را در نظر داشته باشند.

نیک است که هدف ها مشخص شود. قله­‌ها در نظر آید. اگر هدف و قله در پیش چشم باشد، اگر پیشرفتِ کشور در نظر گرفته شود، مطلوب و غایت هم به انجام رسیده است. آنجاست که مِهر ورزیدن به کشور و دیار هم در اولویت قرار می­‌گیرد و رَه و رسمِ مهاجرتِ مذموم از میان می­‌رود. که به تعبیر حافظ:

به یادِ یار و دیار آنچنان بگریم زار/ که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم.

 

پی­نوشت‌ها

[1] برای اطلاع از نظرات مختلف در خصوص مهاجرت، رک: حسن وقوفی، فرار مغزها، بررسی مهاجرت نخبگان از زوایای گوناگون، بی­ستون، تهران، 1381
[2] دیدار با نخبگان علمی، 26/8/1400
[3] در دیدار با شرکت کنندگاه  نهمین همایش ملی نخبگان فردا ؛ 22/7/1394
[4] همانجا
[5] بیانات در دیدار با نخبگان علمی کشور، 26/8/1400
[6] بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، 20/4/1394
[7] در دیدار با شرکت کنندگان نهمین همایش ملی نخبگان فردا، 22/7/1394
[8] همانجا
[9] دیدار با دانشجویان در ماه مبارک رمضان، 22/4/1394
[10] بیانات در دیدار با نخبگان برتر کشور، 26/8/1400
[11] همچنین نک: بیانات در دیدار با دانشجویان در تاریخ 20/4/1394
[12] پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، 16/11/1381
[13] در دیدار با اعضای عالی شورای انقلاب فرهنگی، 19/9/1379
[14] پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، 16/11/1381
[15] بیانات در دیدار با نخبگان کشور، 26/8/1400
[16] در دیدار با جمعی از دانشجویان برگزیده المپیادهای جهانی و داخلی، 8/9/1380
[17] همانجا
[18] دیدار جمعی از برگزیدگان المپیادها و آزمون های سراسری با رهبری انقلاب، 3/7/1381
[19] بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، 20/4/1394»


نظر شما :